خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی بیانگر وحدت وجود و نشانههای الهی در همه موجودات است. شاعر از نمادهایی مانند می، جام، عاشق، معشوق، موج و دریا استفاده میکند تا به وحدانیت خداوند اشاره کند. او توصیه میکند که به جای پراکندگی، به دل بسپاریم و به سخنان عارفان گوش دهیم. در پایان، شاعر به تخت دل نشستن عارف و مقام والای او اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۴۷۷ - خواه نباتی و خواه حیوانی
خواه نباتی و خواه حیوانی
هر یکی مظهریست ربانی ۱
می و جامی و عاشق و معشوق
موج و بحر و حباب را مانی ۲
دل خود را به دست زلفش ده
جمع می باش از پریشانی ۳
گفتهٔ عارفان به جان بشنو
چند گفتار این و آن خوانی ۴
گاه در نزد یار خود می جوی
باش با یارکان کرمانی ۵
ای که جویای این و آن گشتی
باش با خود هم این و هم آنی ۶
عارفانه به تخت دل بنشست
سید مسند سلیمانی ۷
هر یکی مظهریست ربانی ۱
می و جامی و عاشق و معشوق
موج و بحر و حباب را مانی ۲
دل خود را به دست زلفش ده
جمع می باش از پریشانی ۳
گفتهٔ عارفان به جان بشنو
چند گفتار این و آن خوانی ۴
گاه در نزد یار خود می جوی
باش با یارکان کرمانی ۵
ای که جویای این و آن گشتی
باش با خود هم این و هم آنی ۶
عارفانه به تخت دل بنشست
سید مسند سلیمانی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۷۶ - حرف جام شراب اگر دانی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۷۸ - مرنجان جان باقی را برای این تن فانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.