این شعر عاشقانه بیانگر عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر خود را کاملاً تسلیم معشوق میداند و میگوید که تمام وجودش (دل و جان) به معشوق تعلق دارد. او از صدق و راستی خود در عشق سخن میگوید و معتقد است که معشوق از حال و روز او و تمام عاشقان آگاه است. شاعر به قدرت و حاکمیت معشوق اشاره میکند و میگوید که هرچه معشوق بخواهد (درد یا آرامش) همان خواهد شد. او همچنین از کنارهگیری از دنیا و مستی در عشق سخن میگوید و معشوق را همنشین و همدم خود میداند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحاتی مانند «مستی» و «میخانه» ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۱۴۷۲ - ما آن تو ایم ، آن تو دانی
دل داده تو را و جان ، تو دانی ۱
در عشق تو صادقیم جانا
صدق دل عاشقان تو دانی ۲
دانی که تو چیست حال جانم
حال همهٔ جهان تو دانی ۳
گر درد به ما دهی و گر صاف
تو حاکمی این و آن تو دانی ۴
بی نام و نشان کوی عشقیم
دادیم تو را نشان تو دانی ۵
از هر دو جهان کناره کردیم
سری است درین میان تو دانی ۶
مستیم و حریف نعمت الله
میخانهٔ ما همان تو دانی ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.