خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و فلسفی بیانگر وحدت وجود و تقدیر الهی است. شاعر با اشاره به ارتباط جسم و جان، عشق الهی و لطف پروردگار را ستایش میکند. همچنین، به یگانگی در عین کثرت و اهمیت شنیدن سخنان عاشقان اشاره دارد.
محتوا دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۶۷ - همه تقدیر اوست تا دانی
همه تقدیر اوست تا دانی
همه زان رو نکوست تا دانی ۱
جسم و جان را به همدگر می بین
بنگر آن مغز و پوست تا دانی ۲
گفتهٔ عاشقان به جان بشنو
غیر این گفتگوست تا دانی ۳
آب باشد یکی و ظرف بسی
گر چه مشک و سبوست تا دانی ۴
با تو گر ماجرا همی دادم
غرضم شستشوست تا دانی ۵
جام گیتی نماست در نظرم
جسم و جان روبروست تا دانی ۶
نعت الله که نور دیدهٔ ماست
مظهر لطف اوست تا دانی ۷
همه زان رو نکوست تا دانی ۱
جسم و جان را به همدگر می بین
بنگر آن مغز و پوست تا دانی ۲
گفتهٔ عاشقان به جان بشنو
غیر این گفتگوست تا دانی ۳
آب باشد یکی و ظرف بسی
گر چه مشک و سبوست تا دانی ۴
با تو گر ماجرا همی دادم
غرضم شستشوست تا دانی ۵
جام گیتی نماست در نظرم
جسم و جان روبروست تا دانی ۶
نعت الله که نور دیدهٔ ماست
مظهر لطف اوست تا دانی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۶۶ - غیر حق باطلست تا دانی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۶۸ - هر چه هست آن یکی است تا دانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.