خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، تجربههای زندگی، و بینشهای عرفانی سخن میگوید. شاعر به سیاحت در جهان، دیدن حقایق، و چشیدن رنجها و لذتهای عشق اشاره میکند. همچنین، از شنیدن سخنان رندان و تجربههای عاشقانه یاد میکند و در پایان، به لرزش جان در برابر عشق میپردازد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و عشق نیاز به درک عمیقتری از زندگی دارد.
غزل ۱۴۵۹ - نیک سیاح جهان گردیده ای
نیک سیاح جهان گردیده ای
نور چشم عین ما گردیده ای ۱
دیدهٔ اهل نظر دیدی بسی
در نظر ما را چه نور دیده ای ۲
نقد هر کس همچو نقاشان شهر
دیده ای و یک به یک سنجیده ای ۳
خار خوردی همچو بلبل لاجرم
خوش گلی از گلستانش چیده ای ۴
گفتهٔ مستانهٔ رندان شنو
این چنین قولی دگر نشنیده ای ۵
عشقبازی نیک دانی همچو ما
گر چو با این کار ما ورزیده ای ۶
گر چو سید سوختی در آتشش
چون شرر بر جان چرا لرزیده ای ۷
نور چشم عین ما گردیده ای ۱
دیدهٔ اهل نظر دیدی بسی
در نظر ما را چه نور دیده ای ۲
نقد هر کس همچو نقاشان شهر
دیده ای و یک به یک سنجیده ای ۳
خار خوردی همچو بلبل لاجرم
خوش گلی از گلستانش چیده ای ۴
گفتهٔ مستانهٔ رندان شنو
این چنین قولی دگر نشنیده ای ۵
عشقبازی نیک دانی همچو ما
گر چو با این کار ما ورزیده ای ۶
گر چو سید سوختی در آتشش
چون شرر بر جان چرا لرزیده ای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۵۸ - خرمنی گندم نگر در دانه ای
گوهر بعدی:غزل ۱۴۶۰ - به چشم مست ما نگر که نور روی او بینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.