خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، عشق را به عنوان گنجی ارزشمند و دل را ویرانهای توصیف میکند که در راه معشوق فدا میشود. شاعر از دیوانگی در عشق، دوری از عقل، و پیمانههای شراب به عنوان نمادهایی از عشق و مستی معنوی یاد میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند صوفیگری، عرفان، و رهایی از قید خرد متعارف اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشد.
غزل ۱۴۵۷ - عشق تو گنجی و دل ویرانه ای
عشق تو گنجی و دل ویرانه ای
مهر تو شمعی و جان پروانه ای ۱
عقل دوراندیش و ما در عشق تو
نیست الا بیدلی دیوانه ای ۲
آشنای عشقت آن کس شد که او
همچو ما گشت از خرد بیگانه ای ۳
کار ما از جام ساغر درگذشت
ساقیا پر کن بده پیمانه ای ۴
صوفی و صافی و کنج صومعه
ما و یار و گوشهٔ میخانه ای ۵
غرقهٔ خوناب دل شد چشم ما
در نظر داریم از آن دردانه ای ۶
عاشقی را سیدی باید چو من
پاکبازی عارفی فرزانه ای ۷
مهر تو شمعی و جان پروانه ای ۱
عقل دوراندیش و ما در عشق تو
نیست الا بیدلی دیوانه ای ۲
آشنای عشقت آن کس شد که او
همچو ما گشت از خرد بیگانه ای ۳
کار ما از جام ساغر درگذشت
ساقیا پر کن بده پیمانه ای ۴
صوفی و صافی و کنج صومعه
ما و یار و گوشهٔ میخانه ای ۵
غرقهٔ خوناب دل شد چشم ما
در نظر داریم از آن دردانه ای ۶
عاشقی را سیدی باید چو من
پاکبازی عارفی فرزانه ای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۵۶ - می حلالت باد اگر در بزم رندان خورده ای
گوهر بعدی:غزل ۱۴۵۸ - خرمنی گندم نگر در دانه ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.