خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، درد، مینوشی و بخشش سخن میگوید. او از ساقی میخواهد که می را به یاران و رندان بدهد و از زاهد دوری کند. همچنین، شاعر به کربلا و عاشقان اشاره میکند و میخواهد که بخششهای الهی شامل حال آنان شود.
متن شامل مفاهیم عرفانی و مذهبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
غزل ۱۴۴۶ - می عشقش به شیر مردان ده
می عشقش به شیر مردان ده
دُرد دردش به دردمندان ده ۱
ساقیا دست ما و دامن تو
ساغر می به دست یاران ده ۲
می به زاهد مده که باشد حیف
درد وی جام می به رندان ده ۳
جرعه نوشان جام خود بگذار
جرعهٔ جام خود به ایشان ده ۴
کربلا را به عاشقان بخشی
بخش من ز آن بلا فراوان ده ۵
نوش کن جام می که نوشت باد
جرعه ای هم به باده نوشان ده ۶
نعمت الله مده به می خواران
میر مستان به می پرستان ده ۷
دُرد دردش به دردمندان ده ۱
ساقیا دست ما و دامن تو
ساغر می به دست یاران ده ۲
می به زاهد مده که باشد حیف
درد وی جام می به رندان ده ۳
جرعه نوشان جام خود بگذار
جرعهٔ جام خود به ایشان ده ۴
کربلا را به عاشقان بخشی
بخش من ز آن بلا فراوان ده ۵
نوش کن جام می که نوشت باد
جرعه ای هم به باده نوشان ده ۶
نعمت الله مده به می خواران
میر مستان به می پرستان ده ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۴۵ - بیا ای ساقی مستان و جام می به مستان ده
گوهر بعدی:غزل ۱۴۴۷ - بیا ساقی و جام می به ما ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.