خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجشهای عاشقانه سخن میگوید، با اشارههایی به تنهایی، بیتوجهی معشوق، و مفاهیمی مانند شراب و رازداری. شاعر از احساسات خود و رفتار معشوق شکایت دارد و به مفاهیم عرفانی و عاشقانه میپردازد.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین اشارههای غیرمستقیم به مصرف شراب دارد که مناسب سنین پایینتر نیست.
غزل ۱۴۴۱ - دل ز ما کردی بری یعنی که چه
دل ز ما کردی بری یعنی که چه
هیچ با ما ننگری یعنی که چه ۱
بی حریفان خلوتی دارم مدام
می به تنها می خوری یعنی که چه ۲
می نهی لب بر لب جام شراب
آبرویش می بری یعنی که چه ۳
رو گشائی راز گوئی با صبا
پردهٔ گل می دری یعنی که چه ۴
بر سر راه امید افتاده ایم
بر سر ما نگذری یعنی که چه ۵
هر نفس آئینهٔ روشن دلی
می بری می آوری یعنی که چه ۶
دم مزن از سیدی گر عاشقی
بندگی و سروری یعنی که چه ۷
هیچ با ما ننگری یعنی که چه ۱
بی حریفان خلوتی دارم مدام
می به تنها می خوری یعنی که چه ۲
می نهی لب بر لب جام شراب
آبرویش می بری یعنی که چه ۳
رو گشائی راز گوئی با صبا
پردهٔ گل می دری یعنی که چه ۴
بر سر راه امید افتاده ایم
بر سر ما نگذری یعنی که چه ۵
هر نفس آئینهٔ روشن دلی
می بری می آوری یعنی که چه ۶
دم مزن از سیدی گر عاشقی
بندگی و سروری یعنی که چه ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۴۰ - حزنی آمد به نزدم صبحگاه
گوهر بعدی:غزل ۱۴۴۲ - سروری خواهی بیا و سر بنه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.