خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن بیانگر عشق و وفاداری به شاه و خداوند است. شاعر از دیدار با شاه درون پرده سخن میگوید و دیگر نیازی به رفتن به خرگاه نمیبیند. او خود را خاک محقری در راه شاه میداند و تمام داراییهای خود را از آنِ شاه و خدا میشمرد. متن همچنین به نعمتهای الهی و سلطنت دو جهان اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۳۷ - هر بنده که سوی شه برد راه
هر بنده که سوی شه برد راه
هم شاد بود به دولت شاه ۱
ما شاه درون پرده دیدیم
دیگر نرویم سوی خرگاه ۲
ای شاه تو قرص آفتابی
ما خاک محقریم در راه ۳
تو جان طلبی و ما نخواهیم
هستیم در این سخن به اکراه ۴
ما زان تو ایم هر چه داریم
العبد و ماله لمولاه ۵
هست از نظر تو ناظر حق
سلطان دو کون نعمت الله ۶
هم شاد بود به دولت شاه ۱
ما شاه درون پرده دیدیم
دیگر نرویم سوی خرگاه ۲
ای شاه تو قرص آفتابی
ما خاک محقریم در راه ۳
تو جان طلبی و ما نخواهیم
هستیم در این سخن به اکراه ۴
ما زان تو ایم هر چه داریم
العبد و ماله لمولاه ۵
هست از نظر تو ناظر حق
سلطان دو کون نعمت الله ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۳۶ - به خدا تا ز خود شدم آگاه
گوهر بعدی:غزل ۱۴۳۸ - راهیم و رهنمائیم هم رهرویم و همراه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.