خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن بر اهمیت گذر عمر و ارزشگذاری به لحظات زندگی تأکید دارد. شاعر از عشق و وحدانیت الهی سخن میگوید و اشاره میکند که برای عارف، همه چیز یکی است و تفاوتی بین هزاران چیز نیست. همچنین، از مستی عشق و ذکر وحدانیت الهی یاد میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۱۳۷۰ - عمر بر باد می رود بی او
عمر بر باد می رود بی او
کی بود زندگی چنین نیکو ۱
نفسی عمر را غنیمت دان
حاصل عمر خود ز خود می جو ۲
ما چنین مست و عقل مخمور است
گو برو هر چه بایدش می گو ۳
در دلم جز یکی نمی گنجد
غیر آن یک بگو که دیگر کو ۴
گر هزار است و گر هزار هزار
نزد عارف یکیست بی من و تو ۵
احول است آن که یک به دو بیند
تو چو احول نه ای نبینی دو ۶
ذکر سید همیشه این باشد
وحده لا اله الا هو ۷
کی بود زندگی چنین نیکو ۱
نفسی عمر را غنیمت دان
حاصل عمر خود ز خود می جو ۲
ما چنین مست و عقل مخمور است
گو برو هر چه بایدش می گو ۳
در دلم جز یکی نمی گنجد
غیر آن یک بگو که دیگر کو ۴
گر هزار است و گر هزار هزار
نزد عارف یکیست بی من و تو ۵
احول است آن که یک به دو بیند
تو چو احول نه ای نبینی دو ۶
ذکر سید همیشه این باشد
وحده لا اله الا هو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۶۹ - این چشم تو دایم مدام آب روان دارد بجو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷۱ - کهنه است این شراب و جامش نو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.