خلاصه و ردهبندی سنی
12+
این متن بیانگر عشق و وفاداری به خداوند و سپاسگزاری از نعمتهای اوست. شاعر از خدمت به خدا، محبت به او و قدردانی از رحمت و نعمتهایش سخن میگوید و تأکید میکند که همه چیز از اوست و بندگان صادق در راه او فداکاری میکنند.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و مذهبی است که برای درک بهتر به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد. کودکان زیر 12 سال ممکن است در فهم عمیق این مفاهیم دچار مشکل شوند.
غزل ۱۳۵۲ - بستیم کمر به خدمت او
بستیم کمر به خدمت او
رفتیم روان به حضرت او ۱
چیزی که تو را به او رساند
آن نیست به جز محبت او ۲
عالم چو وجود یافت از وی
مرحوم بود به رحمت او ۳
منعم چو به نعمت خدائی
منعم باشی به نعمت او ۴
هر بندهٔ صادقی که بینی
جان داده برای خدمت او ۵
او داده به ما هر آنچه داریم
داریم هزار منت او ۶
مائیم و حضور نعمت الله
خوشوقت به یمن همت او ۷
رفتیم روان به حضرت او ۱
چیزی که تو را به او رساند
آن نیست به جز محبت او ۲
عالم چو وجود یافت از وی
مرحوم بود به رحمت او ۳
منعم چو به نعمت خدائی
منعم باشی به نعمت او ۴
هر بندهٔ صادقی که بینی
جان داده برای خدمت او ۵
او داده به ما هر آنچه داریم
داریم هزار منت او ۶
مائیم و حضور نعمت الله
خوشوقت به یمن همت او ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۵۱ - چشم عالم روشن است از نور او
گوهر بعدی:غزل ۱۳۵۳ - عاشق ارخواهد حدیث از عشق جانان گو بگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.