خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن یک سروده عاشقانه است که در آن شاعر عشق و فداکاری خود را به معشوق بیان میکند. او معشوق را نور چشمان خود میداند و از عشق جاودان و فداکاری سخن میگوید. همچنین، شاعر به زیبایی و جلال معشوق اشاره کرده و خود را گدای او میخواند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
غزل ۱۳۰۳ - بیا ای راحت جانم که جان من فدای تو
بیا ای راحت جانم که جان من فدای تو
سر سودائی عاشق فدای خاک پای تو ۱
دلم خلوتسرای تست غیری در نمی گنجد
به جان تو که جان من ندارد کس به جای تو ۲
ز خورشید جمال تو جهانی نور می یابد
تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو ۳
ندارم دستت از دامن اگر سر می رود در سر
کشم بار همه عالم برای که برای تو ۴
به عشقت گر شوم کشته حیات جاودان دارم
چه خوش باشد فنای من اگر یابم بقای تو ۵
خیالت نقش می بندم به هر صورت که بنماید
توئی نور دو چشم من که می بینم لقای تو ۶
محب نعمةاللهم کزو بوی تو می آید
ازآن دارم هوای او که او دارد هوای تو ۷
سر سودائی عاشق فدای خاک پای تو ۱
دلم خلوتسرای تست غیری در نمی گنجد
به جان تو که جان من ندارد کس به جای تو ۲
ز خورشید جمال تو جهانی نور می یابد
تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو ۳
ندارم دستت از دامن اگر سر می رود در سر
کشم بار همه عالم برای که برای تو ۴
به عشقت گر شوم کشته حیات جاودان دارم
چه خوش باشد فنای من اگر یابم بقای تو ۵
خیالت نقش می بندم به هر صورت که بنماید
توئی نور دو چشم من که می بینم لقای تو ۶
محب نعمةاللهم کزو بوی تو می آید
ازآن دارم هوای او که او دارد هوای تو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۰۲ - زهی چشمی که می بینیم دایم این لقای تو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰۴ - ای تاج فرق شاه فلک خاک پای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.