خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که از ناز و نعمت دنیوی خسته شده و تصمیم گرفته از آن دوری کند. او قصد دارد خود را از دسترس دیگران پنهان کند تا از شر مزاحمتها در امان بماند و به دنبال آرامش و خلوت با خداوند است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۰۱ - سیر گشتم ز نازهای خسان
سیر گشتم زِ نازهایِ خَسان
کَم زَنَم من چو روغن بَلَسان ۱
بَعد ازین شَهْد را نَهان دارم
تا نَیُفتند اَنْدَرو مگسان ۲
خویش را بَعد ازین چُنان دُزدم
که نیابند مَر مرا عَسَسان ۳
هر زمان جانِبِ دِگَر تازم
بیرَفیقان و صاحِبان و کَسان ۴
ای خدا در تو چون گُریختهام
این چُنین قوم را به من مَرَسان ۵
کَم زَنَم من چو روغن بَلَسان ۱
بَعد ازین شَهْد را نَهان دارم
تا نَیُفتند اَنْدَرو مگسان ۲
خویش را بَعد ازین چُنان دُزدم
که نیابند مَر مرا عَسَسان ۳
هر زمان جانِبِ دِگَر تازم
بیرَفیقان و صاحِبان و کَسان ۴
ای خدا در تو چون گُریختهام
این چُنین قوم را به من مَرَسان ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۰۰ - چند بوسه وظیفه تعیین کن
گوهر بعدی:غزل ۲۱۰۲ - چیست با عشق آشنا بودن؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.