خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از مولانا یا یکی از شاعران صوفیمسلک، بر اهمیت گنج درون (عشق الهی) تأکید دارد و انسان را به جستجوی حقیقت در دل خود و رهایی از تعلقات مادی دعوت میکند. همچنین به مفاهیمی مانند نور الهی، عرفان، و وحدت وجود اشاره دارد.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۲۶۷ - گر گدائی کنی تو از سلطان
گر گدائی کنی تو از سلطان
پادشاهی کنی چو شاه جهان ۱
گنج عشقش بجو که در دل توست
آن چنان گنج در چنین ویران ۲
نور رویش به چشم ما پیداست
گرچه باشد ز چشم تو پنهان ۳
جان عارف به گرد نقطهٔ دل
همچو پرگار گشته سرگردان ۴
تا گرفتم میان او به کنار
خوش کناری گرفته ام بمیان ۵
جام گیتی نما به دست آور
تا ببینی جمال خویش در آن ۶
فیض از نور نعمت الله جو
گفتهٔ سیدم روان می خوان ۷
پادشاهی کنی چو شاه جهان ۱
گنج عشقش بجو که در دل توست
آن چنان گنج در چنین ویران ۲
نور رویش به چشم ما پیداست
گرچه باشد ز چشم تو پنهان ۳
جان عارف به گرد نقطهٔ دل
همچو پرگار گشته سرگردان ۴
تا گرفتم میان او به کنار
خوش کناری گرفته ام بمیان ۵
جام گیتی نما به دست آور
تا ببینی جمال خویش در آن ۶
فیض از نور نعمت الله جو
گفتهٔ سیدم روان می خوان ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۶۶ - نور چشم مردمست از دیدهٔ عالم نهان
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶۸ - من به او زنده توئی زنده به جان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.