خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن یک شعر عرفانی و عاشقانه است که به ستایش معشوق (احتمالاً معنوی یا الهی) میپردازد. شاعر از نور، جمال و کمال معشوق سخن میگوید و تأثیر آن را بر جان و دل خود توصیف میکند. در ابیات پایانی، شاعر به وحدت وجود اشاره میکند و معشوق را با خداوند یکی میداند.
محتوا دارای مضامین عرفانی و معنوی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند وحدت وجود نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۲۴۰ - ای به روی تو دیده ها روشن
ای به روی تو دیده ها روشن
ای به نور تو جان ما روشن ۱
به کمالت زبانها گویا
به جمال تو چشمها روشن ۲
نور چشم منی از آن شب و روز
من به تو دیده ام تو را روشن ۳
مردم دیده تا به خود بیناست
در همه دیده ام خدا روشن ۴
مهر تو آفتاب جان و دل است
من چو ذره در آن هوا روشن ۵
عشق تو شمع خلوت جان است
دل پروانه زان ضیا روشن ۶
صورت روی خوب سید ماست
نور معنی والضحی روشن ۷
ای به نور تو جان ما روشن ۱
به کمالت زبانها گویا
به جمال تو چشمها روشن ۲
نور چشم منی از آن شب و روز
من به تو دیده ام تو را روشن ۳
مردم دیده تا به خود بیناست
در همه دیده ام خدا روشن ۴
مهر تو آفتاب جان و دل است
من چو ذره در آن هوا روشن ۵
عشق تو شمع خلوت جان است
دل پروانه زان ضیا روشن ۶
صورت روی خوب سید ماست
نور معنی والضحی روشن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۳۹ - اگر نه نور او بودی نبودی چشم ما روشن
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴۱ - زاهدان را نرسد غیبت رندان کردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.