خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از احساسات درونی خود، از جمله عشق، غم، رشک و امید سخن میگوید. او از عناصر طبیعت مانند خورشید، کوه و گل برای بیان احساساتش استفاده میکند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند دوزخ، بهشت و روزهای خاص مانند آدینه اشاره میکند تا عمق احساسات خود را نشان دهد.
این متن دارای مفاهیم عمیق و نمادین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دوزخ و رشک نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات انسانی دارند که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
غزل ۲۰۹۶ - گر تنگ بدی این سینهٔ من
گَر تَنگ بُدی این سینهٔ من
روشن نشُدی آیینهٔ من ۱
ای خارْ گُلی از روضهٔ من
دوزخ تَبِشی از کینهٔ من ۲
خورشیدِ جهانْ دارد اثری
از کَرّ و فَرِ دوشینهٔ من ۳
آن کوهِ اُحُد، پَشمین شده است
از رَشکِ من و پَشمینهٔ من ۴
چون جَوْزِ کُهَن، اِشْکَسته شوی
گَر نوش کُنی لَوْزینهٔ من ۵
از بَهرِ دلِ این شیشه دلان
باشد بَرَکه در چینهٔ من ۶
از بَهرِ چُنین جَمعیّتِ جان
هر روز بُوَد آدینهٔ من ۷
تا تازه شود پَژمُردهٔ من
تا مَرد شود عِنّینهٔ من ۸
روشن نشُدی آیینهٔ من ۱
ای خارْ گُلی از روضهٔ من
دوزخ تَبِشی از کینهٔ من ۲
خورشیدِ جهانْ دارد اثری
از کَرّ و فَرِ دوشینهٔ من ۳
آن کوهِ اُحُد، پَشمین شده است
از رَشکِ من و پَشمینهٔ من ۴
چون جَوْزِ کُهَن، اِشْکَسته شوی
گَر نوش کُنی لَوْزینهٔ من ۵
از بَهرِ دلِ این شیشه دلان
باشد بَرَکه در چینهٔ من ۶
از بَهرِ چُنین جَمعیّتِ جان
هر روز بُوَد آدینهٔ من ۷
تا تازه شود پَژمُردهٔ من
تا مَرد شود عِنّینهٔ من ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۹۵ - با من صنما دل یک دله کن
گوهر بعدی:غزل ۲۰۹۷ - چون دل جانا بنشین بنشین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.