خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از حال و هوای عرفانی و عاشقانه خود سخن میگوید. او در خرابات مغان به بادهنوشی مشغول است و از وصل معشوق خود احساس سعادت میکند. در این حال، او تفاوتهای ظاهری مانند نور و ظلمت، صورت و معنی، و حتی سید و بنده را نادیده میگیرد و همه را یکی میبیند. این متن بیانگر حالتی از وحدت وجود و عشق عرفانی است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، اشاره به بادهنوشی و مفاهیم عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۱۲۲۳ - درخرابات مغان دارم مقام
درخرابات مغان دارم مقام
باده می نوشم ز جام جم مدام ۱
جام و باده هر دو یک رنگ آمدند
من ندانم کین کدام است آن کدام ۲
دولتی دارم به یمن وصل او
این سعادت بین که دارم بر دوام ۳
نور و ظلمت هر دو را بگذاشتم
این یکی را با حلال آن حرام ۴
با تمام و ناتمامم کار نیست
گرچه در کار است تمام و ناتمام ۵
عاشقان را بار دادم در حرم
گر توئی عاشق در این خلوت خرام ۶
سید و بنده چو آمد در میان
صورت و معنی یکی شد والسلام ۷
باده می نوشم ز جام جم مدام ۱
جام و باده هر دو یک رنگ آمدند
من ندانم کین کدام است آن کدام ۲
دولتی دارم به یمن وصل او
این سعادت بین که دارم بر دوام ۳
نور و ظلمت هر دو را بگذاشتم
این یکی را با حلال آن حرام ۴
با تمام و ناتمامم کار نیست
گرچه در کار است تمام و ناتمام ۵
عاشقان را بار دادم در حرم
گر توئی عاشق در این خلوت خرام ۶
سید و بنده چو آمد در میان
صورت و معنی یکی شد والسلام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۲۲ - هر زمان حسنی به هر دم می نماید نور چشم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۲۴ - نعمت الله می است و عالم جام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.