خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از نوفر نعمت الله ولی است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، فقر معنوی، و انزوا از دنیای مادی میپردازد. شاعر خود را فروشندهای از عشق قدیمی و دردمند اما درمانگر میداند. او از وصال و هجران ایمن است و به همه به دیده برابری مینگرد. در نهایت، اشاره میکند که عشق الهی در وجودش شعلهور شده و دیگ سودای عشق در حال جوشش است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارد.
غزل ۱۲۰۸ - نو فروشان کهنه پوشانیم
نو فروشان کهنه پوشانیم
کهنه پوشان نوفروشانیم ۱
مبتلای بلای خماریم
دردمندیم و درد نوشانیم ۲
خویش بیچارگان بی خویشیم
یار خسته دلان خویشانیم ۳
ایمنیم از وصال و از هجران
فارغ از جمع و از پریشانیم ۴
گر گدائی درآید از درما
همچو شاهش به تخت بنشانیم ۵
خلعت عشق اوست در بر ما
هرکه خواهیم ما بپوشانیم ۶
نعمت الله آتشی افروخت
دیگ سودای عشق جوشانیم ۷
کهنه پوشان نوفروشانیم ۱
مبتلای بلای خماریم
دردمندیم و درد نوشانیم ۲
خویش بیچارگان بی خویشیم
یار خسته دلان خویشانیم ۳
ایمنیم از وصال و از هجران
فارغ از جمع و از پریشانیم ۴
گر گدائی درآید از درما
همچو شاهش به تخت بنشانیم ۵
خلعت عشق اوست در بر ما
هرکه خواهیم ما بپوشانیم ۶
نعمت الله آتشی افروخت
دیگ سودای عشق جوشانیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۰۷ - از ما کناره کردی ما با تو درمیانیم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰۹ - لذت رند مست ما دانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.