خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از عاشقانههای عرفانی است که در آن شاعر از مستی و عشق سخن میگوید. او از توبه شکستن، همنشینی با عاشقان و ساقی، و دوری از قیدوبندهای دنیوی صحبت میکند. شاعر خود را درگیر عشق و مستی توصیف میکند و از اضطراب و پریشانی ناشی از این عشق میگوید. در نهایت، او خود را در کنار نعمتالله و ساغر مییابد و در میخانه به حالت مستی و بیحجابی افتاده است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههای مکرر به شراب و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۱۱۸۱ - در خرابات مغان مست وخراب افتاده ایم
در خرابات مغان مست وخراب افتاده ایم
توبه بشکستیم و دیگر در شراب افتاده ایم ۱
عاشقان را همدم جامیم و با ساقی حریف
فارغیم و در دهان شیخ و شاب افتاده ایم ۲
دیدهٔ ما تا خیال روی او درخواب دید
گوشه ای بگزیده ایم و خوش به خواب افتاده ایم ۳
گر نه فصل هجر می خوانیم این گفتار چیست
ور نه بحث وصل داریم از چه باب افتاده ایم ۴
ما ز پا افتاده ایم افتادگان را دست گیر
کز هوای جام می در اضطراب افتاده ایم ۵
تا ز سودای سر زکفش پریشان گشته ایم
مو به مو چون زلف او در پیچ و تاب افتاده ایم ۶
نعمت الله در کنار و ساغر می در میان
بر در میخانه مست و بی حجاب افتاده ایم ۷
توبه بشکستیم و دیگر در شراب افتاده ایم ۱
عاشقان را همدم جامیم و با ساقی حریف
فارغیم و در دهان شیخ و شاب افتاده ایم ۲
دیدهٔ ما تا خیال روی او درخواب دید
گوشه ای بگزیده ایم و خوش به خواب افتاده ایم ۳
گر نه فصل هجر می خوانیم این گفتار چیست
ور نه بحث وصل داریم از چه باب افتاده ایم ۴
ما ز پا افتاده ایم افتادگان را دست گیر
کز هوای جام می در اضطراب افتاده ایم ۵
تا ز سودای سر زکفش پریشان گشته ایم
مو به مو چون زلف او در پیچ و تاب افتاده ایم ۶
نعمت الله در کنار و ساغر می در میان
بر در میخانه مست و بی حجاب افتاده ایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۸۰ - درس عشق از دفتر جان خوانده ایم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸۲ - مست و رند و لاابالی در جهان افتاده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.