خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن بیانگر حالتی از مستی، رندی و عاشقی است که در آن شاعر از رهایی از توبه، زندگی در لحظه و نوشیدن شراب سخن میگوید. همچنین، اشارهای به رستگاری و شادی روح نعمتالله دارد.
محتوا شامل اشارههای مستقیم به مصرف شراب و مستی است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست. همچنین، مضامین عرفانی و پیچیدهی آن ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد.
غزل ۱۱۴۱ - مستیم و خراب و می پرستیم
مستیم و خراب و می پرستیم
پنهان چه کنیم مست مستیم ۱
گوئی مستی و رند و عاشق
آری مستیم و رند هستیم ۲
برخواسته از سریر هستی
بر مسند نیستی نشستیم ۳
مستیم و مدام همدم جام
صد شکر که توبه را شکستیم ۴
تا جان باشد شراب نوشیم
کردیم این شرط و عهد بستیم ۵
در بند خیال دی و فردا
بودیم امروز باز رستیم ۶
شادی روان نعمت الله
می می نوشیم و می پرستیم ۷
پنهان چه کنیم مست مستیم ۱
گوئی مستی و رند و عاشق
آری مستیم و رند هستیم ۲
برخواسته از سریر هستی
بر مسند نیستی نشستیم ۳
مستیم و مدام همدم جام
صد شکر که توبه را شکستیم ۴
تا جان باشد شراب نوشیم
کردیم این شرط و عهد بستیم ۵
در بند خیال دی و فردا
بودیم امروز باز رستیم ۶
شادی روان نعمت الله
می می نوشیم و می پرستیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۴۰ - نقد گنج عشق او در کنج دل ما یافتیم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۴۲ - دل در آن زلف پرشکن بستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.