خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق بی‌قرار و درد بی‌درمان خود به معشوق می‌گوید و از بی‌قراری، ناله‌های مستانه، و دوری از معشوق شکایت می‌کند. او خود را همچون مجنون و معشوقش را چون لیلی می‌داند و در جستجوی درمانی برای درد عشق است. در نهایت، شاعر به دنبال آرامش در کنار معشوق است.

متن حاوی مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های عرفانی و ادبیات کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۱۲۲ - عاشق آن گلعذارم چون کنم

عاشق آن گلعذارم چون کنم
همچو زلفش بیقرارم چون کنم ۱

مبتلای درد بی درمان شدم
خستهٔ زار و نزارم چون کنم ۲

روز و شب مستانه می نالم به سوز
چارهٔ دیگر ندارم چون کنم ۳

من چو مجنونم ز لیلی مانده دور
می ندانم در چه کارم چون کنم ۴

چون کنم درمان درد بی دوا
دردمند و دلفگارم چون کنم ۵

با غم عشقش که شادی من است
روزگاری می گذارم چون کنم ۶

نعمت الله را همی جویم به جان
تا دمی با او برآرم چون کنم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۲۱ - ای عاشقان ای عاشقان من پیر را برنا کنم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۲۳ - توبه از می کجا کنم نکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.