خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن به توصیف تجربهی عرفانی خود میپردازد و از دیدن جمال الهی و صفات نیکوی آن سخن میگوید. او با نگاهی عمیق، صنع خدا را در همه چیز میبیند و خود را غرق در عشق و معرفت الهی توصیف میکند. همچنین، از وحدت وجود و تجلی خداوند در همه چیز صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۱۱۷ - نظری می کنم و وجه خدا می بینم
نظری می کنم و وجه خدا می بینم
روی آن دلبر بی روی و ریا می بینم ۱
بر جمالش همگی صورت جان می نگرم
وز کمالش همه تن لطف و وفا می بینم ۲
نه به خود می نگرم صنع خدا تا دانی
بلکه من صنع خدا را به خدا می بینم ۳
ترک آن قامت و بالاش نگویم به بلا
گرچه از قامت و بالاش بلا می بینم ۴
مردم دیدهٔ ما غرقه به خون نظرند
هر طرف می نگرم چشمهٔ لا می بینیم ۵
صوفی صومعهٔ خلوت معنی شده ام
لاجرم صورت می صاف و صفا می بینم ۶
جان سید شده آئینهٔ جانان به یقین
عشق داند ز کجا تا به کجا می بینم ۷
روی آن دلبر بی روی و ریا می بینم ۱
بر جمالش همگی صورت جان می نگرم
وز کمالش همه تن لطف و وفا می بینم ۲
نه به خود می نگرم صنع خدا تا دانی
بلکه من صنع خدا را به خدا می بینم ۳
ترک آن قامت و بالاش نگویم به بلا
گرچه از قامت و بالاش بلا می بینم ۴
مردم دیدهٔ ما غرقه به خون نظرند
هر طرف می نگرم چشمهٔ لا می بینیم ۵
صوفی صومعهٔ خلوت معنی شده ام
لاجرم صورت می صاف و صفا می بینم ۶
جان سید شده آئینهٔ جانان به یقین
عشق داند ز کجا تا به کجا می بینم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۱۶ - یار خود را به ناز می بینم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱۸ - چشم مستت به خواب می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.