خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دیدن جمال معشوق در عالم خیال سخن میگوید و همه جهان را مظهر عشق و کمال میبیند. او شراب عشق را زلال و نور چشم توصیف میکند و عاشقی را امری اجتنابناپذیر میداند. در نهایت، شاعر با دیدن صورت معشوق، جلوهای از ذات الهی را مشاهده میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانهای است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از استعارهها مانند 'ساغر باده' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۱۱۱۵ - نقش عالم خیال می بینم
نقش عالم خیال می بینم
در خیال آن جمال می بینم ۱
همه عالم چو مظهر عشقند
همه را بر کمال می بینم ۲
ساغر باده ای که می نوشم
عین آب زلال می بینم ۳
نور چشمست و در نظر دارم
از سر ذوق و حال می بینم ۴
آینه پیش دیده می دارم
حسن او بی مثال می بینم ۵
ترک رندی و عاشقی کردن
از دل خود محال می بینم ۶
نعمت الله را چو می بینم
صورت ذوالجلال می بینم ۷
در خیال آن جمال می بینم ۱
همه عالم چو مظهر عشقند
همه را بر کمال می بینم ۲
ساغر باده ای که می نوشم
عین آب زلال می بینم ۳
نور چشمست و در نظر دارم
از سر ذوق و حال می بینم ۴
آینه پیش دیده می دارم
حسن او بی مثال می بینم ۵
ترک رندی و عاشقی کردن
از دل خود محال می بینم ۶
نعمت الله را چو می بینم
صورت ذوالجلال می بینم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۱۴ - به عشق چشم بیمارت دلم بیمار می بینم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱۶ - یار خود را به ناز می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.