خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، بیانگر وحدانیت و یگانگی خداوند و بیخبری از هر چیز جز اوست. شاعر با تاکید بر نادانی خود در برابر عظمت الهی، از عقل و گفتگو دوری میجوید و خود را مست و عاشق میخواند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد.
غزل ۱۱۰۶ - حضرتی غیر او نمی دانم
حضرتی غیر او نمی دانم
گر تو دانی بگو نمی دانم ۱
هر که گوید که غیر او باشد
مشنو از وی بگو نمی دانم ۲
عین او را به عین او جویم
به از این جستجو نمی دانم ۳
می خمخانه پاک می نوشم
کوزه ای یا سبو نمی دانم ۴
برو ای عقل و گفتگو بگذار
مستم و گفتگو نمی دانم ۵
هو هو لا اله الا هو
من چه گویم جز او نمی دانم ۶
سید عاشقان یک رویم
عاقلانه دو رو نمی دانم ۷
گر تو دانی بگو نمی دانم ۱
هر که گوید که غیر او باشد
مشنو از وی بگو نمی دانم ۲
عین او را به عین او جویم
به از این جستجو نمی دانم ۳
می خمخانه پاک می نوشم
کوزه ای یا سبو نمی دانم ۴
برو ای عقل و گفتگو بگذار
مستم و گفتگو نمی دانم ۵
هو هو لا اله الا هو
من چه گویم جز او نمی دانم ۶
سید عاشقان یک رویم
عاقلانه دو رو نمی دانم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۰۵ - مطرب خوش نوای رندانم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۰۷ - بُود ممکن که من بی جان بمانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.