خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و مستی عرفانی سخن میگوید، با بیان احساسات عمیق و شوریدگیاش نسبت به معشوق. او از درد عشق به عنوان نوشدارو یاد میکند و خود را بندهوار در خدمت این عشق میداند. شاعر همچنین به مستی و شرابخواری عرفانی اشاره دارد و عاقبت خود را به یادگار نعمت الله میداند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعارههای شرابخواری است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم عمیق عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۰۹۴ - دُرد دردش به ذوق می نوشم
دُرد دردش به ذوق می نوشم
خلعت از جود عشق می پوشم ۱
غم عشقش خریده ام به جهان
به همه کائنات نفروشم ۲
تاج عشق ویست بر سرمن
حلقهٔ بندگیش در گوشم ۳
آتشی هست در دلم که مدام
همچو خم شراب می جوشم ۴
مستم و چون سبوی میخواران
عاشقان می کشند بر دوشم ۵
عاشقانه به باده نوشیدن
تا که جان در تن است می کوشم ۶
نعمت الله یادگار من است
نکند هیچکس فراموشم ۷
خلعت از جود عشق می پوشم ۱
غم عشقش خریده ام به جهان
به همه کائنات نفروشم ۲
تاج عشق ویست بر سرمن
حلقهٔ بندگیش در گوشم ۳
آتشی هست در دلم که مدام
همچو خم شراب می جوشم ۴
مستم و چون سبوی میخواران
عاشقان می کشند بر دوشم ۵
عاشقانه به باده نوشیدن
تا که جان در تن است می کوشم ۶
نعمت الله یادگار من است
نکند هیچکس فراموشم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۹۳ - سر کویت به همه ملک جهان نفروشم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۹۵ - از جام وحدت سرخوشم هر دم مئی درمی کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.