خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عرفانی است که مخاطب را به ترک دلبستگیهای دنیوی و مادی، گذر از وجود و عدم، و رسیدن به حالتی از وحدت و بیخودی فرا میخواند. شاعر از مفاهیمی مانند نور و ظلمت، دنیا و آخرت، و نوشیدن از جام عرفان سخن میگوید و در نهایت به بیکرانی میخانه عشق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند نوشیدن از جام ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا گمراهکننده باشد.
غزل ۱۰۸۳ - بگذر ز وجود و ز عدم هم
بگذر ز وجود و ز عدم هم
بگذر ز حدوث وز قدم هم ۱
در آب بشو کتاب معقول
بشکن تو دوات را قلم هم ۲
رو دنیی و آخرت رها کن
تا نور نماند و ظلم هم ۳
می نوش ز خم خسروانی
آخر چه کنی تو جام جم هم ۴
آنجا که منم نه صبح و نه شام
نه روز و نه شب نه بیش و کم هم ۵
میخانه اگر چه بیکران است
می نوش به قدر خویش هم هم ۶
نعمت بگذار نعمت الله
از لا چه گشاید و نعم هم ۷
بگذر ز حدوث وز قدم هم ۱
در آب بشو کتاب معقول
بشکن تو دوات را قلم هم ۲
رو دنیی و آخرت رها کن
تا نور نماند و ظلم هم ۳
می نوش ز خم خسروانی
آخر چه کنی تو جام جم هم ۴
آنجا که منم نه صبح و نه شام
نه روز و نه شب نه بیش و کم هم ۵
میخانه اگر چه بیکران است
می نوش به قدر خویش هم هم ۶
نعمت بگذار نعمت الله
از لا چه گشاید و نعم هم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۸۲ - من به خدا که از خدا غیر خدا نمی خوهم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸۴ - غیر او با او نگنجد در دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.