خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از عشق و نور روی معشوق خود سخن میگوید و بیان میکند که با تسلیم جان به جانان، به عمر جاودان دست یافته است. با وجود رنج هجران، به یُمن وصال معشوق، خود را فرخنده و سعادتمند میداند. همچنین، با اشاره به شهادت در راه عشق، دل را زنده و تابنده مانند ماه چارده توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۰۷۸ - ز نور روی او تابنده گشتم
ز نور روی او تابنده گشتم
امیر و سیدم تابنده گشتم ۱
به جانان جان خود تسلیم کردم
به عمر جاودان پاینده گشتم ۲
اگر چه غم بسی خوردم ز هجرش
به یُمن وصل او فرخنده گشتم ۳
شدم کشته به تیغ عشق لیکن
شهادت یافتم دل زنده گشتم ۴
ز نور آفتاب سید خود
چو ماه چارده تابنده گشتم ۵
امیر و سیدم تابنده گشتم ۱
به جانان جان خود تسلیم کردم
به عمر جاودان پاینده گشتم ۲
اگر چه غم بسی خوردم ز هجرش
به یُمن وصل او فرخنده گشتم ۳
شدم کشته به تیغ عشق لیکن
شهادت یافتم دل زنده گشتم ۴
ز نور آفتاب سید خود
چو ماه چارده تابنده گشتم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۷۷ - مدتی در به در به جان گشتم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷۹ - آتش عشقش خوشی افروختم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.