خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر حالت مستی و عشق است که شاعر در آن از خود و احساساتش سخن میگوید. او خود را مطلوب و طالب میداند، از می و میخانه یاد میکند و به یار و صحبت با او اشاره دارد. همچنین، شاعر از خودستایی و بازتاب حسن خود در آینه سخن میگوید و از خیال غیر و نقش بر آب نیز یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مستی و مینوشی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۱۰۷۱ - اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویم
اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویم
چنان مستم که از مستی نمی دانم چه می گویم ۱
منم مطلوب و هم طالب که خود از خود طلبکارم
مکرم کرده ام خود را که خود را با تو می جویم ۲
اگر نه ساقی مستم چرا جویای رندانم
و گر نه ذوق می دارم چرا میخانه می پویم ۳
اسیر میفروشانم که رندانند غلامانم
امیر حضرت جانم که شاهانند آنجویم ۴
نکو آئینه ای دارم که حسن او در آن پیداست
بدی من مگو عاقل اگر گویم که نیکویم ۵
خیال غیر اگر بینم که نقشی می زند بر آب
به آب دیدهٔ ساغر خیالش را فرو شویم ۶
اگر یار خوشی جوئی که با وی صحبتی داری
به یاد نعمت الله جو در این دوران که من اویم ۷
چنان مستم که از مستی نمی دانم چه می گویم ۱
منم مطلوب و هم طالب که خود از خود طلبکارم
مکرم کرده ام خود را که خود را با تو می جویم ۲
اگر نه ساقی مستم چرا جویای رندانم
و گر نه ذوق می دارم چرا میخانه می پویم ۳
اسیر میفروشانم که رندانند غلامانم
امیر حضرت جانم که شاهانند آنجویم ۴
نکو آئینه ای دارم که حسن او در آن پیداست
بدی من مگو عاقل اگر گویم که نیکویم ۵
خیال غیر اگر بینم که نقشی می زند بر آب
به آب دیدهٔ ساغر خیالش را فرو شویم ۶
اگر یار خوشی جوئی که با وی صحبتی داری
به یاد نعمت الله جو در این دوران که من اویم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۷۰ - سخنی خوش به ذوق می گویم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷۲ - می خوردم و از خمار رستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.