خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و مستی و جستجوی معشوق سخن میگوید. او خود را عاشق و در عین حال معشوق میداند، از خرابات عشق و مستی مینالد و به بلبلی تشبیه میشود که گلهای باغ عشق را میبوید. در نهایت، او به دنبال یافتن حقیقت از طریق عشق و معنویت است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مستی و خرابات دارد که مناسب سنین پایین نیست.
غزل ۱۰۶۹ - غرقهٔ آب و آب می جویم
غرقهٔ آب و آب می جویم
در تحیر که بحر یا جویم ۱
این عجب بین که عاشق خویشم
عین مطلوب و طالب اویم ۲
پیر خمارم و به جرعهٔ می
خرقهٔ خود مدام می شویم ۳
در خرابات عشق مست و خراب
سخن عاشقانه می گویم ۴
آمدم مست بر سر میدان
عشق چوگان و عالمی گویم ۵
بلبل گلستان معشوقم
گل گلزار عشق می بویم ۶
نعمت الله حق است از آن شب و روز
من حق خویشتن از او جویم ۷
در تحیر که بحر یا جویم ۱
این عجب بین که عاشق خویشم
عین مطلوب و طالب اویم ۲
پیر خمارم و به جرعهٔ می
خرقهٔ خود مدام می شویم ۳
در خرابات عشق مست و خراب
سخن عاشقانه می گویم ۴
آمدم مست بر سر میدان
عشق چوگان و عالمی گویم ۵
بلبل گلستان معشوقم
گل گلزار عشق می بویم ۶
نعمت الله حق است از آن شب و روز
من حق خویشتن از او جویم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۶۸ - داریم حضوری و سرابی که چه گویم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷۰ - سخنی خوش به ذوق می گویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.