خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از اکبر شاه گورکانی (اکبر نامه) بیانگر عشق و اشتیاق به معشوق الهی است. شاعر از سوزش دل، نماز عشق، اسرار الهی در سینه، و سلطنت معنوی سخن میگوید و با تکرار عباراتی مانند «که چه گویم» بر عمق احساساتش تأکید میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات خاص ادبیات صوفیانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با زمینههای فرهنگی و ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۱۰۶۷ - نازی است از آن جانب و نازی که چه گویم
نازی است از آن جانب و نازی که چه گویم
مائیم و نیازی و نیازی که چه گویم ۱
تا طاق دو ابروش مرا قبله نما شد
کردیم نمازی و نمازی که چه گویم ۲
دل سوختهٔ آتش عشقیم که چون موم
دیدم گدازی و گدازی که چه گویم ۳
این سینهٔ ما مخزن اسرار الهی است
رازیست در این سینه و رازی که چه گویم ۴
خوش سلطنتی یافتم از دولت محمود
مائیم و ایازی و ایازی که چه گویم ۵
ساز دل ما مطرب عشاق چه بنواخت
آواز به ساز آمد و سازی که چه گویم ۶
سید به سوی کعبهٔ مقصود روان شد
اکبر بُود این حج و حجازی که چه گویم ۷
مائیم و نیازی و نیازی که چه گویم ۱
تا طاق دو ابروش مرا قبله نما شد
کردیم نمازی و نمازی که چه گویم ۲
دل سوختهٔ آتش عشقیم که چون موم
دیدم گدازی و گدازی که چه گویم ۳
این سینهٔ ما مخزن اسرار الهی است
رازیست در این سینه و رازی که چه گویم ۴
خوش سلطنتی یافتم از دولت محمود
مائیم و ایازی و ایازی که چه گویم ۵
ساز دل ما مطرب عشاق چه بنواخت
آواز به ساز آمد و سازی که چه گویم ۶
سید به سوی کعبهٔ مقصود روان شد
اکبر بُود این حج و حجازی که چه گویم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۶۶ - بنمود جمالی به کمالی که چه گویم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۶۸ - داریم حضوری و سرابی که چه گویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.