خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و بندگی به معشوق الهی یا انسانی سخن میگوید. او خود را بنده و فدایی عشق میداند و از روشنایی و شادی این عشق سخن میگوید. همچنین به مفاهیمی مانند رندی، مستی معنوی و وحدت اشاره دارد.
متن حاوی مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین برخی از اصطلاحات مانند 'رندان' و 'مستی' ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
غزل ۱۰۶۱ - پادشاهی می کنم تا بنده ام
پادشاهی می کنم تا بنده ام
روز و شب در بندگی پاینده ام ۱
روشنم از آفتاب عشق او
همچو ماهی بر همه تابنده ام ۲
در هوای گلشن وصل نگار
بر لب غنچه خوشی در خنده ام ۳
تا مگر بادی به خاکی بگذرد
خویشتن بر خاک ره افکنده ام ۴
جان فدای عشق جانان کرده ام
تا قیامت زین کرم شرمنده ام ۵
تا همه رندان من مستان شوند
در خرابات مغان و امانده ام ۶
ساقی رندان بزم وحدتم
سید سرمست خود را بنده ام ۷
روز و شب در بندگی پاینده ام ۱
روشنم از آفتاب عشق او
همچو ماهی بر همه تابنده ام ۲
در هوای گلشن وصل نگار
بر لب غنچه خوشی در خنده ام ۳
تا مگر بادی به خاکی بگذرد
خویشتن بر خاک ره افکنده ام ۴
جان فدای عشق جانان کرده ام
تا قیامت زین کرم شرمنده ام ۵
تا همه رندان من مستان شوند
در خرابات مغان و امانده ام ۶
ساقی رندان بزم وحدتم
سید سرمست خود را بنده ام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۶۰ - باز سرمست جام جم شده ام
گوهر بعدی:غزل ۱۰۶۲ - زآفتاب مهر او تابنده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.