خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از تجربیات و تلاشهای خود در زندگی میگوید. او از سفرها، جستجوها و عشقهایش سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا مانند زلف پریشان و ماه، احساسات خود را بیان میکند. در نهایت، او به نام «نعمت الله» اشاره میکند و از کسب نام نیک سخن میگوید.
متن دارای مضامین عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم عمیق در شعر نیاز به درک و تجربه بیشتری از زندگی دارند.
غزل ۱۰۵۹ - من در این ره نیز بوئی برده ام
من در این ره نیز بوئی برده ام
پیش هر رنگی ز بوئی برده ام ۱
گاه جامی گه صراحی آورم
گاه خمی گه سبوئی برده ام ۲
بر و بحر عالمی پیموده ام
آب بسیاری بجوئی برده ام ۳
از سر زلف پریشان بتم
دل خوشم زیرا که موئی برده ام ۴
نسبت رویش به ماهی کرده ام
آبروی ماه روئی برده ام ۵
عقل چون گوئی به چوگانش زدم
این چنین گوئی به هوئی برده ام ۶
نعمت الله را به یاد آورده ام
لاجرم نام نکوئی برده ام ۷
پیش هر رنگی ز بوئی برده ام ۱
گاه جامی گه صراحی آورم
گاه خمی گه سبوئی برده ام ۲
بر و بحر عالمی پیموده ام
آب بسیاری بجوئی برده ام ۳
از سر زلف پریشان بتم
دل خوشم زیرا که موئی برده ام ۴
نسبت رویش به ماهی کرده ام
آبروی ماه روئی برده ام ۵
عقل چون گوئی به چوگانش زدم
این چنین گوئی به هوئی برده ام ۶
نعمت الله را به یاد آورده ام
لاجرم نام نکوئی برده ام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۵۸ - بر در میخانه مست افتاده ام
گوهر بعدی:غزل ۱۰۶۰ - باز سرمست جام جم شده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.