خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و عاشقی، مینوشی و مستی، و ارتباط عمیق خود با معشوق سخن میگوید. او تمام هستی خود را در گرو این عشق میداند و از هر چه غیر این است، بینیاز است. شاعر به زندگی عاشقانه و مینوشی خود افتخار میکند و آن را برتر از هر نعمت دیگری میداند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به مینوشی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۰۵۲ - عشق او در میان جان دارم
عشق او در میان جان دارم
عاشق عشق چون بهان دارم ۱
در خرابات مست می گردم
میل خاطر به عاشقان دارم ۲
هر چه دارم ز صورت و معنی
همه با یار در میان دارم ۳
با من از وصل و هجر کمتر گوی
که فراغت از این و آن دارم ۴
کار من عاشقی و میخواریست
تا که جان در بدن روان دارم ۵
با حریفان عاشق سرمست
مجلسی خوشتر از جنان دارم ۶
نعمت الله دارم ای درویش
گنج سلطان انس و جان دارم ۷
عاشق عشق چون بهان دارم ۱
در خرابات مست می گردم
میل خاطر به عاشقان دارم ۲
هر چه دارم ز صورت و معنی
همه با یار در میان دارم ۳
با من از وصل و هجر کمتر گوی
که فراغت از این و آن دارم ۴
کار من عاشقی و میخواریست
تا که جان در بدن روان دارم ۵
با حریفان عاشق سرمست
مجلسی خوشتر از جنان دارم ۶
نعمت الله دارم ای درویش
گنج سلطان انس و جان دارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۵۱ - خبر از دل اگر پرسی منم کز دل خبر دارم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۵۳ - هر چه خواهی بجو که آن داریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.