خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و زیبایی معشوق خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه تحت تأثیر جمال و عشق او قرار گرفته و دچار حیرانی و بیقراری شده است. او از درد و مستی عشق میگوید و چگونه این عشق او را دگرگون کرده و به سلطانی در دو عالم تبدیل کرده است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان کمسال قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۰۳۲ - تا جمالش دیده ام حیران شدم
تا جمالش دیده ام حیران شدم
همچو زلفش بی سر و سامان شدم ۱
آفتاب حسن او چون رو نمود
من چو سایه از میان پنهان شدم ۲
جام درد و دُرد عشقش خورده ام
مبتلای درد بی درمان شدم ۳
مطرب عشاق شعری خوش بخواند
من به ذوق آن غزل رقصان شدم ۴
در خرابات مغان مست و خراب
همدم ساقی میخواران شدم ۵
نقد گنج عشق او دادم از آن
ساکن کنج دل ویران شدم ۶
بندهٔ سید شدم از جان و دل
در دو عالم لاجرم سلطان شدم ۷
همچو زلفش بی سر و سامان شدم ۱
آفتاب حسن او چون رو نمود
من چو سایه از میان پنهان شدم ۲
جام درد و دُرد عشقش خورده ام
مبتلای درد بی درمان شدم ۳
مطرب عشاق شعری خوش بخواند
من به ذوق آن غزل رقصان شدم ۴
در خرابات مغان مست و خراب
همدم ساقی میخواران شدم ۵
نقد گنج عشق او دادم از آن
ساکن کنج دل ویران شدم ۶
بندهٔ سید شدم از جان و دل
در دو عالم لاجرم سلطان شدم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۳۱ - مدتی شد که به جان در پی جانان خودم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳۳ - عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.