خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن بیانگر حال و هوای مستی و رهایی از قید و بندهای دنیوی است. شاعر خود را در میخانه و خرابات مغان تصویر میکند، جایی که به همراه بادهنوشان، فارغ از تسبیح و سجاده، به عشق بادهپرست مشغول است. او خود را بندهٔ سید و در عین حال آزاده از تمام ملک جهان میداند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مفاهیم مرتبط با آن، نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.
غزل ۱۰۱۴ - خوش در میخانهای بگشادهایم
خوش در میخانهای بگشادهایم
بادهنوشان را صلایی دادهایم ۱
جام می بر دست و رندانه مدام
سر به پای خم می بنهادهایم ۲
در خرابات مغان مست و خراب
بر در میخانهای افتادهایم ۳
خرقهٔ خود را به می شستیم پاک
فارغ از تسبیح وز سجادهایم ۴
در هوای عاشق بادهپرست
دایماً بنشسته یا استادهایم ۵
بندهٔ سید شدیم از جان و دل
از همه ملک جهان آزادهایم ۶
بادهنوشان را صلایی دادهایم ۱
جام می بر دست و رندانه مدام
سر به پای خم می بنهادهایم ۲
در خرابات مغان مست و خراب
بر در میخانهای افتادهایم ۳
خرقهٔ خود را به می شستیم پاک
فارغ از تسبیح وز سجادهایم ۴
در هوای عاشق بادهپرست
دایماً بنشسته یا استادهایم ۵
بندهٔ سید شدیم از جان و دل
از همه ملک جهان آزادهایم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۱۳ - در خرابات مغان مست و خراب افتادهایم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱۵ - دل به دلبر جان به جانان دادهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.