خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر عشق و پرستش خود را به معشوقی جاودانه و بینظیر بیان میکند. او زیبایی معشوق را در همه چیز میبیند و از عشق و وصال با او سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مستی و رندی دارد که نشاندهندهی حالتی از شور و شیدایی است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مستی و رندی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
غزل ۹۹۵ - آفتابی می پرستم لایزال
آفتابی می پرستم لایزال
مهر من هرگز نمی گیرد زوال ۱
دیده در آئینهٔ گیتی نما
دیده تمثال جمال بی مثال ۲
گرچه ذره می نماید آفتاب
ماه نور او نماید بر کمال ۳
یک نفس با ما درین دریا درآ
نو شکن گر تشنه ای آب زلال ۴
می نماید حسن او هر آینه
او جمیل و دوست می دارد جمال ۵
چشم مستش چشم بندی می کند
می برد از چشم ما خواب و خیال ۶
رند سرمستیم و با سید حریف
عاشق و معشوق دائم در وصال ۷
مهر من هرگز نمی گیرد زوال ۱
دیده در آئینهٔ گیتی نما
دیده تمثال جمال بی مثال ۲
گرچه ذره می نماید آفتاب
ماه نور او نماید بر کمال ۳
یک نفس با ما درین دریا درآ
نو شکن گر تشنه ای آب زلال ۴
می نماید حسن او هر آینه
او جمیل و دوست می دارد جمال ۵
چشم مستش چشم بندی می کند
می برد از چشم ما خواب و خیال ۶
رند سرمستیم و با سید حریف
عاشق و معشوق دائم در وصال ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۹۴ - نقش نقاش است نقش این خیال
گوهر بعدی:غزل ۹۹۶ - ای دهنت وهم میانت خیال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.