خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه به ستایش حضرت حق و عشق به او میپردازد. در آن، عالم به عنوان سایهبان حضرت حق توصیف شده و همهچیز از اوست. نور آفتاب نماد روشنایی و هدایت اوست. در ادامه، از مجلس عشق و مستی عاشقان سخن میگوید و عشق را عامل حیات و جاودانگی میداند. در پایان، شاعر خود را بندهای سرخوش و رند در خدمت حضرت حق معرفی میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'مستی' و 'باده' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا گمراهکننده باشد.
غزل ۹۵۶ - چیست عالم سایه بان حضرتش
چیست عالم سایه بان حضرتش
کیست آدم پاسبان حضرتش ۱
هر چه بود و هست و خواهد بود هم
هست و بود و باشد از آن حضرتش ۲
آفتابش نوربخش عالم است
دادمت روشن نشان حضرتش ۳
مجلس عشق است و ما مست و خراب
باده نوشان عاشقان حضرتش ۴
دل به من ده تا روان گویم ز جان
این معانی از بیان حضرتش ۵
کشتهٔ عشقم از آنم زنده دل
حی جاویدم به جان حضرتش ۶
سید مست است و جام می به دست
رند و سرخوش بندگان حضرتش ۷
کیست آدم پاسبان حضرتش ۱
هر چه بود و هست و خواهد بود هم
هست و بود و باشد از آن حضرتش ۲
آفتابش نوربخش عالم است
دادمت روشن نشان حضرتش ۳
مجلس عشق است و ما مست و خراب
باده نوشان عاشقان حضرتش ۴
دل به من ده تا روان گویم ز جان
این معانی از بیان حضرتش ۵
کشتهٔ عشقم از آنم زنده دل
حی جاویدم به جان حضرتش ۶
سید مست است و جام می به دست
رند و سرخوش بندگان حضرتش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵۵ - عشق آمد و جام می به دستش
گوهر بعدی:غزل ۹۵۷ - دیشب به خواب دیدم نقش خیال رویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.