خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از مولانا یا شاعری صوفیمسلک است که از مفاهیمی مانند عشق، رهایی، درد و درمان، و وحدت وجود سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند موج و دریا، جام و می، و چوگان، به بیان حقایق عرفانی میپردازد و مخاطب را به رهایی از تعلقات و همراهی با رندان دعوت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی استعارهها و اصطلاحات بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارد.
غزل ۹۵۰ - هفت هیکل به ذوق می خوانش
هفت هیکل به ذوق می خوانش
معنی یک به یک همی دانش ۱
سخنی عارفانه می گویم
از لب دُرفشان خندانش ۲
سر بینداز بر سر میدان
همچو گوئی به پیش چوگانش ۳
هر خیالی که نقش او دارد
نور چشمم به دیده بنشانش ۴
موج و دریا به نزد ما آب است
جام و می را حباب می خوانش ۵
دردمندی که درد دل دارد
دُرد درد دل است درمانش ۶
باش همراه سید رندان
در طریقی که نیست پایانش ۷
معنی یک به یک همی دانش ۱
سخنی عارفانه می گویم
از لب دُرفشان خندانش ۲
سر بینداز بر سر میدان
همچو گوئی به پیش چوگانش ۳
هر خیالی که نقش او دارد
نور چشمم به دیده بنشانش ۴
موج و دریا به نزد ما آب است
جام و می را حباب می خوانش ۵
دردمندی که درد دل دارد
دُرد درد دل است درمانش ۶
باش همراه سید رندان
در طریقی که نیست پایانش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۴۹ - همه عالم چو شبنمی دانش
گوهر بعدی:غزل ۹۵۱ - چه خوش جمعیتی داریم از زلف پریشانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.