خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه از مولانا نعمت الله ولی، بر اهمیت عشق و فداکاری در راه آن تأکید دارد. شاعر از مفاهیمی مانند مستی عشق، دیوانگی، و فداکاری جان سخن میگوید و مخاطب را به تجربهی این حالات دعوت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'مستی' و 'دیوانگی' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
غزل ۹۲۴ - شراب شوق را پیمانه می باش
شراب شوق را پیمانه می باش
حریف خلوت جانانه می باش ۱
اگر تو مست مجنونی ندیدی
ببین لیلی و خود دیوانه می باش ۲
در دل می زن اما در شب و روز
مقیم گوشهٔ آن خانه می باش ۳
به صورت ساحلی معنی چو دریا
ورای این و آن دردانه می باش ۴
دلت گنجنیهٔ گنجی است دائم
بیا در کنج این ویرانه می باش ۵
فدای عشق کن جان گرامی
دل و دلدار و هم جانانه می باش ۶
درآمد از در دل نعمت الله
چو شمعی تو برو پروانه می باش ۷
حریف خلوت جانانه می باش ۱
اگر تو مست مجنونی ندیدی
ببین لیلی و خود دیوانه می باش ۲
در دل می زن اما در شب و روز
مقیم گوشهٔ آن خانه می باش ۳
به صورت ساحلی معنی چو دریا
ورای این و آن دردانه می باش ۴
دلت گنجنیهٔ گنجی است دائم
بیا در کنج این ویرانه می باش ۵
فدای عشق کن جان گرامی
دل و دلدار و هم جانانه می باش ۶
درآمد از در دل نعمت الله
چو شمعی تو برو پروانه می باش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۲۳ - جام می را به نوش و خوش میباش
گوهر بعدی:غزل ۹۲۵ - جان به جانان سپار و خوش می باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.