خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تجربیات تلخ و شیرین زندگی خود میگوید، از سختیها و دردهایی که چشیده، از موفقیتها و دستاوردهایی که داشته و از خرد و معرفتی که کسب کرده است. او با بیانی نمادین و شاعرانه، احساسات عمیق خود را درباره زندگی بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از نمادها و استعارههای شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۲۲ - گرم و سردی چشیده ام که مپرس
گرم و سردی چشیده ام که مپرس
هم به مردی رسیده ام که مپرس ۱
این چنین جام می که می نوشی
دُرد دردی چشیده ام که مپرس ۲
این چنین مست و لاابالی وار
از جهانی رسیده ام که مپرس ۳
سختی گفتم از زبان حبیب
هم به گوشی شنیده ام که مپرس ۴
گل این گلستان سلطانی
هم به دستی بچیده ام که مپرس ۵
گوهری را فروختم به بهاء
جوهری را خریده ام که مپرس ۶
در همه روی روشن سید
آفتابی بدیده ام که مپرس ۷
هم به مردی رسیده ام که مپرس ۱
این چنین جام می که می نوشی
دُرد دردی چشیده ام که مپرس ۲
این چنین مست و لاابالی وار
از جهانی رسیده ام که مپرس ۳
سختی گفتم از زبان حبیب
هم به گوشی شنیده ام که مپرس ۴
گل این گلستان سلطانی
هم به دستی بچیده ام که مپرس ۵
گوهری را فروختم به بهاء
جوهری را خریده ام که مپرس ۶
در همه روی روشن سید
آفتابی بدیده ام که مپرس ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۲۱ - رنج عشقی کشیده ام که مپرس
گوهر بعدی:غزل ۹۲۳ - جام می را به نوش و خوش میباش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.