خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که مخاطب را به ترک دنیای مادی و پیوستن به عشق الهی و سماع معنوی دعوت میکند. شاعر از مخاطب میخواهد که از جان و روان خود برخیزد، از خمار و غفلت دوری کند، و در مسیر عشق الهی قدم بگذارد. همچنین، تأکید میشود که زمان مناسبی برای سماع و رهایی از حجابهای درونی است.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات مانند 'خرابات' و 'خمّار' ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
غزل ۹۱۱ - عشق بازی روان از جان برخیز
عشق بازی روان از جان برخیز
عاشقانه ز جان روان برخیز ۱
قدمی نه به خانهٔ خمّار
منشین در خمار هان برخیز ۲
سر سودای عشق اگر داری
از سر سود و از زیان برخیز ۳
خیز مستانه بر فشان دستی
در سماعی چنین چنان برخیز ۴
تو حجاب توئی چنین منشین
کرمی کن از این میان برخیز ۵
در خرابات عشق رندانه
بنشین و ازین جهان برخیز ۶
نعمت اله در سماع آمد
وقت وقتست یک زمان برخیز ۷
عاشقانه ز جان روان برخیز ۱
قدمی نه به خانهٔ خمّار
منشین در خمار هان برخیز ۲
سر سودای عشق اگر داری
از سر سود و از زیان برخیز ۳
خیز مستانه بر فشان دستی
در سماعی چنین چنان برخیز ۴
تو حجاب توئی چنین منشین
کرمی کن از این میان برخیز ۵
در خرابات عشق رندانه
بنشین و ازین جهان برخیز ۶
نعمت اله در سماع آمد
وقت وقتست یک زمان برخیز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۱۰ - خاک میخانه بر سر ما ریز
گوهر بعدی:غزل ۹۱۲ - دیده نقشی چو خیال تو ندیده هرگز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.