خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از مخاطب می‌خواهد که به مال دنیا دل نبندد و به جای آزار دیگران، به عشق و مستی بپیوندد. او خود را دارای ملک بی‌پایان معنوی می‌داند و از سلطان روحانی خود تمجید می‌کند، در حالی که مخاطب به تاج و تخت دنیوی می‌نازد. شاعر خود را پیرو نعمت‌الله، پیر رندان، معرفی می‌کند و از مخاطب می‌خواهد اگر مرید است، به پیر خود بپیوندد.

متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی پیچیده‌ای است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌هایی مانند «مستی» و «رندان» ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا گمراه‌کننده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۹۰۳ - برو ای میر من به مال مناز

برو ای میر من به مال مناز
بیش از این سیم و زر به هم مگداز ۱

تا کی آزار خلق می جوئی
مکن آزار ور نیابی باز ۲

ور خماری و درد سر داری
با من مست کی شوی دمساز ۳

سخنم ساقی است روح افزا
نفسم مطربیست خوش آواز ۴

ملک من عالمی است بی پایان
و آن تو از ختاست تا شیراز ۵

من به سلطان خویش می نازم
تو به تاج و سریر خود می ناز ۶

نعمت الله پیر رندان است
گر مریدی به پیر خود پرداز ۷
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۷ ۴۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۰۲ - خاطرم می کشد سوی شیراز
گوهر بعدی:غزل ۹۰۴ - بیا و پردهٔ هستی برانداز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.