خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن دربارهٔ گذر سریع عمر و ارزشمند بودن آن است. شاعر تأکید میکند که عمر به سرعت میگذرد و نباید آن را بیهوده تلف کرد. او توصیه میکند که از لحظات زندگی لذت ببریم و آنها را غنیمت بشماریم، زیرا گذشته بازنمیگردد. همچنین، شاعر به اهمیت استفاده درست از عمر و لذت بردن از نعمتهای الهی اشاره میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی موجود در متن ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و پندهای اخلاقی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۸۹۵ - می رود عمر ما دریغا عمر
می رود عمر ما دریغا عمر
مگذارش چنین خدا را عمر ۱
عمر برباد می دهی حیف است
باز ناید گذشته جانا عمر ۲
یک دو روزی غنیمتش می دان
که نماند مدام با ما عمر ۳
عمر امروز در پی فردا
صرف کردی دریغ فردا عمر ۴
هر چه شد فوت از تو در عالم
عوضش بازیابی الا عمر ۵
غیر ساقی و جام می هیچ است
نکند صرف هیچ دانا عمر ۶
لذت عمر نعمت الله جو
تا بیابی تو ذوق او با عمر ۷
مگذارش چنین خدا را عمر ۱
عمر برباد می دهی حیف است
باز ناید گذشته جانا عمر ۲
یک دو روزی غنیمتش می دان
که نماند مدام با ما عمر ۳
عمر امروز در پی فردا
صرف کردی دریغ فردا عمر ۴
هر چه شد فوت از تو در عالم
عوضش بازیابی الا عمر ۵
غیر ساقی و جام می هیچ است
نکند صرف هیچ دانا عمر ۶
لذت عمر نعمت الله جو
تا بیابی تو ذوق او با عمر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۹۴ - منظور یکی ، یکی است ناظر
گوهر بعدی:غزل ۸۹۶ - رند مستیم و عشق شورانگیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.