خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از ساقی (معشوق یا خداوند) میخواهد تا دست او را بگیرد و او را از افتادگی نجات دهد. شاعر با بیان حالتی از نیاز و عجز، از لطف و مهربانی ساقی طلب کمک میکند و خود را بینوا و نیازمند توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۸۹۲ - ساقی بیار جام می و دست ما بگیر
ساقی بیار جام می و دست ما بگیر
افتاده ایم بهر خدا دست ما بگیر ۱
مائیم و آب دیده و خاک درت مدام
بگذر روان تو از سر ما دست ما بگیر ۲
از ما مکن کناره که مائیم در میان
با ما جفا مجو به وفا دست ما بگیر ۳
ما پشت دست بر همه عالم فشانده ایم
آورده ایم رو به شما دست ما بگیر ۴
لطفت به بینوا نظری می کند مدام
مائیم بینوا به نوا دست ما بگیر ۵
دست نیاز سوی تو آورده ایم باز
ما را رها مکن صنما دست ما بگیر ۶
چون دست گیر جمله افتاده ها توئی
برخیز و سیدانه بیا دست ما بگیر ۷
افتاده ایم بهر خدا دست ما بگیر ۱
مائیم و آب دیده و خاک درت مدام
بگذر روان تو از سر ما دست ما بگیر ۲
از ما مکن کناره که مائیم در میان
با ما جفا مجو به وفا دست ما بگیر ۳
ما پشت دست بر همه عالم فشانده ایم
آورده ایم رو به شما دست ما بگیر ۴
لطفت به بینوا نظری می کند مدام
مائیم بینوا به نوا دست ما بگیر ۵
دست نیاز سوی تو آورده ایم باز
ما را رها مکن صنما دست ما بگیر ۶
چون دست گیر جمله افتاده ها توئی
برخیز و سیدانه بیا دست ما بگیر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۹۱ - در مرتبه ای سرمست در مرتبه ای مخمور
گوهر بعدی:غزل ۸۹۳ - ملک اگر خواهد کسی گو هان بگیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.