خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر عشق و مستی و رندی است، با تأکید بر تفاوت بین عاشق و عاقل. شاعر از عشق و مستی و همنشینی با رندان سخن میگوید و عقل و هشیاری را در برابر ذوق عاشقی ناتوان میداند. همچنین، او درد دل و سوزش درونی خود را بیان میکند و از ساقی میخواهد که شراب بیاورد تا غمها را فراموش کند.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است و از مفاهیمی مانند شراب و مستی صحبت میکند که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم فلسفی و عرفانی آن نیاز به درک بالاتری دارد.
غزل ۸۷۹ - مو نمی گنجد میان ما و یار
مو نمی گنجد میان ما و یار
عشق در جانست و جانان در کنار ۱
رند و قلاشیم ای زاهد برو
لا ابالی ایم ساقی می بیار ۲
عاشق و مستیم و با رندان حریف
عاقل هشیار را با ما چه کار ۳
ذوق عاشق تا به کی جوئی ز عقل
روی گل را چند می خاری به خار ۴
خود چه داند عقل ذوق عاشقی
خود که باشد او و چون او صدهزار ۵
در سرم سودا و جام می به دست
بر یمینم عشق و ساقی بر یسار ۶
درد دل دارم اگر نالم بسوز
ناله ام بشنو ولی معذور دار ۷
در هزار آئینه بنماید یکی
آن یکی در هر یکی خوش می شمار ۸
در خرابات مغان دیگر مجو
همچو سید دردمند و درد خوار ۹
عشق در جانست و جانان در کنار ۱
رند و قلاشیم ای زاهد برو
لا ابالی ایم ساقی می بیار ۲
عاشق و مستیم و با رندان حریف
عاقل هشیار را با ما چه کار ۳
ذوق عاشق تا به کی جوئی ز عقل
روی گل را چند می خاری به خار ۴
خود چه داند عقل ذوق عاشقی
خود که باشد او و چون او صدهزار ۵
در سرم سودا و جام می به دست
بر یمینم عشق و ساقی بر یسار ۶
درد دل دارم اگر نالم بسوز
ناله ام بشنو ولی معذور دار ۷
در هزار آئینه بنماید یکی
آن یکی در هر یکی خوش می شمار ۸
در خرابات مغان دیگر مجو
همچو سید دردمند و درد خوار ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۸ - در ترقی همیشه باش ای یار
گوهر بعدی:غزل ۸۸۰ - منم آئینهٔ حقیقت یار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.