این متن عرفانی و عاشقانه از درد عشق و مستی معنوی سخن میگوید. شاعر عشق را با وجود رنجهایش زیبا میداند، از گریههای عاشقانه به عنوان چشمهای روشن یاد میکند، و از مینوشی و صحبت با رندان و درویشان به عنوان لذتی بالاتر از بهشت و حوران نام میبرد. تأکید اصلی متن بر تسلیم در برابر عشق الهی، رهایی از تعلقات دنیوی، و لذت بردن از حالات معنوی است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اشاره به مینوشی (به صورت نمادین) است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مانند 'خرابات' و 'رندان' نیاز به شناخت ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۸۵۶ - چنین دردی که من دارم همیشه بی دوا خوشتر
بلای عشق خوش باشد ولی با مبتلا خوشتر ۱
ز آب چشم ما هر سو روان آبی است گر جوئی
خوشست این چشمهٔ روشن ببین درچشم ما خوشتر ۲
محیط عشق موجی زد همه عالم شده سیراب
از این دریای بی پایان بود این چشمها خوشتر ۳
حدیث جنت و حوران مگو در مجلس رندان
در آ در بزم سرمستان که اینجا حالیا خوشتر ۴
به فرمان خدا ساقی مدامم جام می بخشد
خوشست این بخشش ، اماچون به فرمان خدا خوشتر ۵
حجابت گر سر موئی بود چون بینوا بتراش
که پیش جمله درویشان قلندر بینوا خوشتر ۶
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
حریف نعمت اللهیم ، صحبت بی ریا خوشتر ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.