این متن عرفانی بر یگانگی خداوند و انعکاس ذات الهی در انسان تأکید دارد. شاعر بیان میکند که برای دیدن خدا باید به درون خود نگریست، چرا که جهان مانند دریای بیپایان است و انسان صدفی است که گوهر الهی در آن نهفته است. همچنین، به خلوتگزینی و عبادت در میخانهٔ عرفان اشاره میشود و در پایان، از ظهور نور هدایت پس از غروب خورشید سید (پیامبر) سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیدهٔ موجود در متن برای درک و قدردانی نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی اشارات مانند 'میخانه' ممکن است برای مخاطبان جوانتر بدون زمینه مناسب گمراهکننده باشد.
غزل ۸۵۱ - نیست ما را هیچ غیری در نظر
نام غیری نزد ما دیگر مبر ۱
گر تو می خواهی ببینی روی او
آینه بردار خود را می نگر ۲
چیست عالم بحر بی پایان ما
صورت ما چون صدف ، معنی گهر ۳
بر لب نائی دهد نی بوسها
لطف نائی می دهد در نی شِکر ۴
خلوت من گوشهٔ میخانه است
می برم عمری در این خلوت به سر ۵
گر فرو شد آفتاب سیدم
نعمت الله خوش برآمد چون قمر ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.