خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق، مستی و سرخوشی سخن میگوید و خود را در جهانی پر از تنوع و زیبایی توصیف میکند. او احساس میکند که در هر لحظه رنگ جدیدی از عشق را تجربه میکند و خود را جدا از دنیای مادی میداند. همچنین، اشاره میکند که هرکس در دریای عشق غرق است و برای او دریایی دیگر وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۳۳ - ای مرا در هر سخن بحری گر
ای مرا در هر سخن بحری گر
وی مرا در هر طرف شهری دگر ۱
دیده ای دارم محیطی در نظر
زو روان هر گوشه ای نهری دگر ۲
عاشق و مست شراب و سرخوشم
هر دمم رنگی است در مهری دگر ۳
من نیم در دهر و دهری نیستم
دهر از آن تو مرا دهری دگر ۴
هر کسی در بحر عشقی غرقه اند
نعمت الله را بود بحری دگر ۵
وی مرا در هر طرف شهری دگر ۱
دیده ای دارم محیطی در نظر
زو روان هر گوشه ای نهری دگر ۲
عاشق و مست شراب و سرخوشم
هر دمم رنگی است در مهری دگر ۳
من نیم در دهر و دهری نیستم
دهر از آن تو مرا دهری دگر ۴
هر کسی در بحر عشقی غرقه اند
نعمت الله را بود بحری دگر ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳۲ - عقل غیر از عقال نیست دگر
گوهر بعدی:غزل ۸۳۴ - یافتم از نور تو تابی دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.