خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از مولانا یا یکی از شاعران صوفیمسلک است که به موضوعات عشق، مستی معنوی، وحدت وجود، و تحول درونی میپردازد. شاعر از شرابخانه به عنوان نماد سلوک عرفانی یاد میکند و بر اهمیت شنیدن سخنان عاشقان تأکید دارد. همچنین، به مفاهیمی مانند وحدت در وجود، تغییر دائمی خیال، و جوانی روح اشاره میشود.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و عشق الهی ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
غزل ۸۳۱ - راه شرابخانه را می دهمت نشان دگر
راه شرابخانه را می دهمت نشان دگر
گوش کن و به جان شنو گفتهٔ عاشقان دگر ۱
علم بدیع عارفان گر هوست بود بیا
تا که معانی خوشی با تو کنم بیان دگر ۲
جام میست جسم و جان
گر تو ندانی این سخن تن دگرست جان دگر ۳
گر به وجود ناظری هر دو یکیست در وجود
ار به صفات مایلی این دگر است و آن دگر ۴
هر نفسی خیال او نقش دگر زند بر آب
از نظر خیال ما آب شود روان دگر ۵
پیر هزار ساله ای گر برسد به بزم ما
از دم روح بخش ما باز شود جوان دگر ۶
عاشق و مست و واله ام همدم نعمت اللهم
همچو منی کجا بود در همهٔ جهان دگر ۷
گوش کن و به جان شنو گفتهٔ عاشقان دگر ۱
علم بدیع عارفان گر هوست بود بیا
تا که معانی خوشی با تو کنم بیان دگر ۲
جام میست جسم و جان
گر تو ندانی این سخن تن دگرست جان دگر ۳
گر به وجود ناظری هر دو یکیست در وجود
ار به صفات مایلی این دگر است و آن دگر ۴
هر نفسی خیال او نقش دگر زند بر آب
از نظر خیال ما آب شود روان دگر ۵
پیر هزار ساله ای گر برسد به بزم ما
از دم روح بخش ما باز شود جوان دگر ۶
عاشق و مست و واله ام همدم نعمت اللهم
همچو منی کجا بود در همهٔ جهان دگر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳۰ - در حسن ماهرویان تو آفتاب بنگر
گوهر بعدی:غزل ۸۳۲ - عقل غیر از عقال نیست دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.