خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به قدرت معجزهآسا و تأثیر معنوی یک شخصیت مقدس (احتمالاً پیامبر یا امام) اشاره دارد که با دم خود مردگان را زنده میکند و نور وجودش باعث درخشش دیگران میشود. همچنین به تأثیر وجود او بر طبیعت و انسانها پرداخته و از بیخبری و نادانی برخی افراد سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عرفانی و مذهبی عمیق است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۷۸۷ - کشتگان از دم او زنده شدند
کشتگان از دم او زنده شدند
همچو ما زندهٔ پاینده شدند ۱
ز آفتاب نظر روشن او
ماه رویان همه تابنده شدند ۲
بنده را بندهٔ او می خوانند
زان همه بندهٔ این بنده شدند ۳
به هوای لب او غنچهٔ گل
لب گشاده همه در خنده شدند ۴
بی خبر غیبت ما می کردند
آمدند منصف شرمنده شدند ۵
کور چشمان که ندیدند او را
از نظر رانده و افکنده شدند ۶
از دم سید عیسی دم ما
ترک و تاجیک بسی زنده شدند ۷
همچو ما زندهٔ پاینده شدند ۱
ز آفتاب نظر روشن او
ماه رویان همه تابنده شدند ۲
بنده را بندهٔ او می خوانند
زان همه بندهٔ این بنده شدند ۳
به هوای لب او غنچهٔ گل
لب گشاده همه در خنده شدند ۴
بی خبر غیبت ما می کردند
آمدند منصف شرمنده شدند ۵
کور چشمان که ندیدند او را
از نظر رانده و افکنده شدند ۶
از دم سید عیسی دم ما
ترک و تاجیک بسی زنده شدند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸۶ - آفتابی را به مه بنموده اند
گوهر بعدی:غزل ۷۸۸ - در ازل بر ما در میخانه را بگشوده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.