خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و مستی در کوی مغان سخن میگوید. شاعر خود را پیر رندان میداند که نوجوانان از او رندی آموختهاند. عاشقان در عشق سوختهاند و عاقلان از عاقلی عقل اندوختهاند. در بازار عشق، همه چیز در قیمت معشوق فروخته میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و رندی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۷۸۳ - آتشی از عشق او در بزم ما افروختند
آتشی از عشق او در بزم ما افروختند
عود جانان ، عاشقان در مجمر دل سوختند ۱
پیر رندانیم و سرمستیم در کوی مغان
نوجوانان جهان رندی ز ما آموختند ۲
وصله ای از خرقهٔ پشمینهٔ ما یافتند
کهنه پوشان ولایت خرقه ها بردوختند ۳
عاقلان بسیار عقل اندوختند از عاقلی
عاشقان از عشق او بسیار ذوق اندوختند ۴
بر سر بازار او چون سید ما روز و شب
نقد و نسیه این و آن در قیمتش بفروختند ۵
عود جانان ، عاشقان در مجمر دل سوختند ۱
پیر رندانیم و سرمستیم در کوی مغان
نوجوانان جهان رندی ز ما آموختند ۲
وصله ای از خرقهٔ پشمینهٔ ما یافتند
کهنه پوشان ولایت خرقه ها بردوختند ۳
عاقلان بسیار عقل اندوختند از عاقلی
عاشقان از عشق او بسیار ذوق اندوختند ۴
بر سر بازار او چون سید ما روز و شب
نقد و نسیه این و آن در قیمتش بفروختند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸۲ - خلق دنیا مقلد قالند
گوهر بعدی:غزل ۷۸۴ - بر هر دریکه رفتیم بر ما روان گشودند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.